birbuçuk

برنامه Solunum (تنفس) I — ۲۰۱۷–۲۰۱۹
برنامه Solunum (تنفس) I — ۲۰۱۷–۲۰۱۹ ۲۶ مه ۲۰۱۸

انرژی

سیاست‌های انرژی، وابستگی به سوخت فسیلی، عدالت انرژی

شرکت‌کنندگان: Sevil Acar, Hande Paker, Pınar Demircan, Gökçe Erhan, Cem Dinlenmiş, Sinem Dişli, Burcu Perçin Metin

هماهنگ‌کنندگان: Serkan Kaptan, Yasemin Ülgen, Ayşe Ceren Sarı

هشتمین نشست ما به عنوان پروژه birbuçuk حول موضوع انرژی برگزار شد. جملاتی که از گفتگو باقی مانده بود — برای تأمل و استفاده باز — توسط ما ویرایش شدند. با الگو گرفتن از مقالات آکادمیک، ما ترجیح دادیم متن جلسه را به عنوان تولید جمعی ارائه دهیم. هویت شرکت‌کنندگان در ابتدا ذکر شده است؛ برای روانی، صداها ناشناس و به گفتار جمعی تبدیل شده‌اند.

بدهی نادیدنی

انرژی مثل یک معیار اقتصادی به نظر می‌رسد — مگاوات، بشکه، معادل دی‌اکسیدکربن. اعداد، نمودارها، گزارش‌ها. اما پشت این ارقام جریان‌ها، بدهی‌ها، سلطه‌ها نهفته — و برای دیدنی کردن این جریان‌ها بیشتر از اقتصاددان لازم است: هنرمند، فعال، کارتونیست، عکاس، نقاش. کشورهای در حال ثروتمندشدن به نظر می‌رسد ردپای اکولوژیک خود را کوچک کرده‌اند — تولید پاک، سیاست‌های سبز، انتشار کاهش‌یافته. اما یک بدهی نادیدنی وجود دارد: در حالی که مصرف ادامه می‌یابد، تولید کثیف به جغرافیاهای دیگر صادر می‌شود. از چین قرض می‌گیرند، وارد می‌کنند، وانمود می‌کنند پاک است. این مکانیسم دوگانه بهداشت است — ظاهر پاک، واقعیت کثیف.

کشورهای در حال ثروتمند شدن به نظر می‌رسد ردپای اکولوژیک خود را کاهش داده‌اند اما در واقع آن را به کشورهای دیگر منتقل می‌کنند. در حالی که مصرف را ادامه می‌دهند، تولید کثیف را بیرون می‌فرستند.

ترکیه از دهه ۱۹۷۰ مصرفی بیشتر از ظرفیت زیستی‌اش نشان می‌دهد — یعنی بیشتر از آنچه طبیعت می‌تواند بازسازی کند می‌گیرد. این یک جزئیات فنی نیست، یک واقعیت وجودی است: از زمینی که در آن زندگی می‌کنیم بیشتر از آنچه به ما می‌دهد می‌گیریم. ردپای اکولوژیک در شش دسته اندازه‌گیری می‌شود: مرتع، کربن، آب، کشاورزی، جنگل، تولید ماهی — هر یک یک مبلغ بدهی جداگانه. در جستجوی نفت، ذخیره‌ای از نظر اقتصادی سودآور در ترکیه وجود ندارد — عمیق‌تر است، هزینه‌اش بالاست، استخراجش سودآور نیست. اما چون هیچ جهت‌گیری جدی به سمت منابع انرژی جایگزین وجود ندارد وابستگی خارجی ادامه می‌یابد، واردات انرژی منبع اصلی کسری حساب جاری است. مفهوم پس‌انداز اکولوژیک — پس‌انداز ملی که نه فقط پول بلکه از دست دادن منابع طبیعی را هم در حساب می‌گیرد — نشان می‌دهد که داستان رشد با خوردن سرمایه طبیعت روایت می‌شود.

اقتصاددانی که در خانواده کارگری در Balıkesir بزرگ شده، از اقتصاد بوغازیچی به فناوری اطلاعات استانبول — در سیستمی که میانگین ۲.۵۶ مانع کارشناسی ارشد می‌شود — از آنجا به دکترای مرمره، از اراسموس پرتغال به سال تحقیق در سوئد، فرضیه منحنی کوزنتس محیط‌زیستی را زیر سؤال می‌برد: این فرض که با رشد کشورها آلودگی محیط‌زیست ابتدا افزایش، سپس کاهش می‌یابد — اشتباه است. کاهش نمی‌یابد، جابجا می‌شود. جریان‌های اکولوژیک پنهان در تجارت بین‌الملل، واقعیت پشت داستان رشد پاک است. در تحقیق نیروی کار زنان هم با مشکل ساختاری مشابهی روبرو می‌شود: خروج زنان تحصیلکرده از نیروی کار را نمی‌توان فقط با آموزش یا فرهنگ توضیح داد — کمبود سیستمیک خدمات مراقبتی تعیین‌کننده است. سوبسیدهای سوخت فسیلی، راه سیاست‌های آب‌وهوایی را می‌بندد — وقتی سوبسید برداشته شود پایین‌ترین گروه‌های درآمدی جامعه بیشترین آسیب را می‌بینند. همه جا همان الگو: نیروی کار نادیدنی، بدهی نادیدنی، هزینه نادیدنی.

زبان زغال‌سنگ

تغییر آب‌وهوا یک مفهوم انتزاعی است — توجه اکثریت را جلب نمی‌کند. مفهوم خیلی بزرگ، خیلی دور، خیلی مبهم است. اما وقتی می‌گویید «زغال‌سنگ»، آن را به عنوان خطر سلامت قاب می‌کنید — آلودگی هوا، آسم کودکان، مشکل تنفسی سالمندان، دودی که از دودکش نیروگاه حرارتی بیرون می‌آید — مردم واکنش نشان می‌دهند. باید از انتزاع به ملموس، از مفهوم جهانی به نیروگاهی که کنار خانه آقا علی است رفت. شروع از سؤالات زندگی روزمره محدود به محل، نه از مفهوم جهانی، تنها راهی است که مردم را به حرکت وادار می‌کند.

وقتی ملموس است مردم به حرکت می‌آیند. کنار خانه آقا علی قرار است نیروگاه حرارتی ساخته شود، مردم اینجا بیمار می‌شوند — از آنجا شروع می‌شود. بعد می‌توانی به سمت تغییر آب‌وهوا بروی.

جامعه‌شناس سیاسی متولد استانبول که از اقتصاد بوغازیچی به دکترای جامعه‌شناسی در McGill کانادا رسیده، روابط دولت-جامعه مدنی-رانت را تحقیق می‌کند. در دانشگاه Bahçeşehir علوم سیاسی کار می‌کند. از سال ۲۰۰۸ تحقیق درباره سازمان‌های محیط‌زیستی — پیوند مبارزه زغال‌سنگ و مسائل سلامت، ارتباط تغییر آب‌وهوا، دینامیک‌های بسیج جامعه مدنی. امضای توافق پاریس (۲۰۱۵) منبعی غیرمنتظره از مشروعیت برای فعالان زغال‌سنگ شد — در سال ۲۰۱۶ این مرجع حقوق بین‌الملل به مبارزه محلی پشتوانه داد. خشکسالی قونیه، برگ‌های خشک‌شده زیتون‌ها — اینها به مردم بیشتر از تغییر آب‌وهوا می‌گویند. ترکیه از نظر اکولوژیک کشوری بسیار غنی است — اما ظرفیتش برای نابود کردن این غنا هم بالاست. غنای اکولوژیک و ظرفیت ویران‌سازی اکولوژیک در یک بدن زندگی می‌کنند. گفتمان توسعه‌گرایی، بزرگ‌ترین مانع پیش روی مبارزه است — چون وعده رشد، ویران‌سازی را توجیه می‌کند.

در کمپین Yeşilyol فعال کوه‌ها را می‌گردد تا مردم را سازماندهی کند — اما «آنارشیست» تلقی می‌شود. این مشکل ترجمه دانش است: شکافی که با حسن‌نیت پر نمی‌شود بین دانش نظری جهانی و عمل محلی. شروع از ملموس، شروع از زندگی مردم — راه دیگری وجود ندارد. فعالان زغال‌سنگ این را فهمیده‌اند: به جای اهداف انتزاعی آب‌وهوا، گفتن «هوای محله‌ات آلوده می‌شود، بچه‌ات بیمار می‌شود» زبانی است که مردم را به حرکت وا می‌دارد. یک پل می‌توان ساخت از نام شخصی به نظریه جهانی — اما پایه‌های پل باید در محل باشند. در مثلث دولت-جامعه مدنی-رانت، مبارزه اکولوژیک همیشه در حاشیه می‌ماند — اما وقتی از محل شروع شود، آن حاشیه می‌تواند به مرکز تبدیل شود.

زنجیر

انرژی هسته‌ای به عنوان راه‌حل تغییر آب‌وهوا معرفی می‌شود — اما این اشتباه است.

انرژی هسته‌ای را نمی‌توان به تنهایی بررسی کرد. باید درون زنجیر هسته‌ای فکر کرد. از استخراج ماده خام اورانیوم تا تولید برق، تا پلوتونیوم — آن ماده‌ای که هر گرمش ۴۰۰۰ دلار است، همه دنیا را روی انگشتش بازی می‌دهد.

پسماندهای رادیواکتیو، آلودگی حرارتی، خطرات سونامی، طوفان‌ها، زلزله‌ها — فهرست خطر طولانی است و هر ماده آن چهره متفاوتی از فاجعه است. اگر سطح آب در Akkuyu بالا بیاید، ۱۲ راکتور ممکن است زیر آب برود. انرژی هسته‌ای مشکل فنی به نظر می‌رسد اما ژئوپولیتیک است، رابطه قدرت است، مسئله حاکمیت است.

اقتصاددان و سندیکالیستی که دو سال در ژاپن زیسته، در زلزله ۱۹۹۹ در پارک صلح هیروشیما بوده. فاجعه فوکوشیما (۲۰۱۱) زندگیش را تغییر داده — سه بار به فوکوشیما رفته، به تحقیقات هسته‌ای روی آورده، در روزنامه سبز نوشتن را شروع کرده. حالا هم دانشجوی دکترا هم کارشناسی ارشد دوم — جامعه‌شناسی و جامعه مدنی — هماهنگ‌کننده nukleersiz.org، یک مبارزه تمام‌وقت. سینوپ، مرسین، İğneada — پروژه‌های نیروگاه هسته‌ای ترکیه، هر یک نقشه خطر جداگانه‌ای. کمپین Karakuşlar دریای سیاه — Hüseyin نامی سه ماه هزار کیلومتر قایق‌رانی می‌کند، بدنش را به کنش سیاسی تبدیل می‌کند. این ساده‌ترین شکل کنش زیباشناختی-سیاسی است: بدن، پیام، حرکت.

سرود هیروشیمای نظیم حکمت از کودکی شنیده شده — وزنی که یک شعر حمل می‌کند، ده‌ها سال بعد به احساس مسئولیت شخصی تبدیل شده است. چرنوبیل و فوکوشیما آن سرود را به واقعیت تبدیل کرده‌اند. انرژی هسته‌ای به عنوان راه‌حل آب‌وهوایی بازاریابی می‌شود اما وقتی در طول زنجیر هسته‌ای حساب می‌شود — هزینه محیط‌زیستی استخراج اورانیوم، مصرف انرژی پردازش، رادیواکتیویته هزاران ساله پسماند — معادله اصلاً پاک نمی‌شود. ژئوپولیتیک پلوتونیوم، لابی‌گری بین‌المللی، نشان می‌دهد که مسئله انرژی نه فنی بلکه سیاسی است.

زیستن بدون تولید زباله

زنی متولد Trabzon-Sürmene که دوران کودکی‌اش بین مدرسه و زندگی کشاورزی گذشته، از دستیاری معلم در پیش‌دبستانی تا تحصیل هنر در Mimar Sinan، به روستایش بازگشته — تنها. به تنهایی زندگی کردن در روستا به عنوان زن، کردن حساسیت محیط‌زیستی بخشی از زندگی روزمره — هم یک تنهایی هم یک قدرت است. وجود خودش به زنان دیگر شجاعت می‌دهد، پذیرفتن کمبودها و برعهده گرفتن مسئولیت قدرت می‌آفریند.

هنر را در زندگی خودم و منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنم به عنوان ابزار به کار می‌گیرم. برای اینکه در حین انتقاد از سیستم به همان سیستم خدمت نکنم، اول باید زیستن بدون تولید زباله را برای خودم زندگی می‌کردم.

تبدیل پلاستیک‌های نایلونی به مواد هنری، تبدیل زباله به بیان — موسیقی، اجرا، نقاشی، یک عمل چندرشته‌ای. یک چاله معدن مس در روستایش به محل دفن زباله تبدیل شده — علیه این نمایش اعتراضی برگزار می‌کند، اما نه فقط معرفی می‌کند، فضای راه‌حل مشترک ایجاد می‌کند. انجمن طبیعت-فرهنگ-هنر Çamburlu تأسیس می‌شود — مبارزه جمعی به عنوان سازمان جامعه مدنی، از کنش هنری فردی قوی‌تر است. داستانی که با هنر برای کودکان کارگر روایت می‌شود، توسط کودکان بهتر شنیده می‌شود — زیباترین جنبه هنر لمس کردن مردم است. خروج از سیستم فقط یک انتخاب فردی نیست؛ الگو بودن، شجاعت دادن به دیگران، به منبع قدرت جمعی تبدیل می‌شود. حتی حضور یک زن که تنها در روستا زندگی می‌کند، احتمالات را گسترش می‌دهد.

مراسم هفتگی

کارتونیستی متولد ۱۹۸۵ که از سال ۲۰۰۶ هفته‌ای یک ستون در Penguen و Uykusuz می‌کشد — ۱۲ سال یک روتین بدون وقفه. کارتون هفتگی، شکلی از ثبت است که دستور کار سیاسی را با فرهنگ عامه و مشاهدات شهری ترکیب می‌کند. وقتی تکرار می‌شود، از یک ستون در مجله طنز خارج می‌شود، به نوعی روایت تاریخی، یک پروژه آرشیوسازی تبدیل می‌شود. فرمت‌های سالنامه، نمایشگاه، تقویم — چیز جاری به آرشیو، طنز به سند تاریخی تکامل می‌یابد.

اکولوژی حوزه‌ای است که در دستور کار سیاسی عمومی بسیار کم به آن توجه می‌شود. اما پیوندها می‌توان برقرار کرد: از سیاست جاری شروع کردن و به انرژی هسته‌ای وصل کردن ممکن است — مهارت کارتونیست دقیقاً در این گذارهاست. در پروژه فیلم هسته‌ای آلاتورکا بیش از سه سال با یک کارگردان همکاری می‌شود — تولید تجسم و اینفوگرافیک، نقشه فجایع هسته‌ای، شرایط Akkuyu، توپوگرافی صنعت توزیع زغال‌سنگ و هسته‌ای. شکل «مرد ایستاده» — کنش سیاسی با استفاده از بدن — نشان می‌دهد که وقتی اجرا، نوشتار و تصویر با هم ترکیب می‌شوند، قدرت ارتباطی کاملاً دیگری پدید می‌آید. درست مثل پیام بدنی که در کمپین Karakuşlar قایق می‌راند — حرکت، پیش از کلمات می‌آید. طنز و پیام سیاسی باید با هم بروند — اما این یک تعادل بسیار سختی است. کشیدن کارتون درباره اکولوژی، تلاش برای بردن حاشیه‌ای‌ترین موضوع دستور کار به مرکز است. برای پایداری باید با رشته‌های دیگر کار کرد — کارتونیست به تنهایی کافی نیست، باید با کارگردان، محقق، فعالان مشترک تولید کرد.

جریان برق

هنرمند عکاسی متولد اورفا که کارشناسی ارشد در SVA نیویورک خوانده، سال‌هاست با یک پروژه روی آب، جریان و انرژی — سری «جریان» — کار می‌کند. عکس‌های قدیمی پیداشده از دست‌فروشان کتاب، نگاتیوهای خانواده کارگری کشف‌شده در یک کارگاه در پردیس سیلاهتاراغا — حافظه، ماده خام عکاسی است. اولین آثار از این اشیاء آرشیوی پیداشده زاده شده‌اند.

از سال ۲۰۰۷ شش-هفت سال تحقیق پروژه GAP: رویای «تبدیل شدن به دریا» Harran — شعر یک پدربزرگ — و بعد واقعیت. طبیعت را در قاب سودمندی ارائه می‌دهیم: سنگ‌ها را می‌کشیم، آب را می‌بریم، به نام توسعه جشن می‌گیریم. اما آن خشکسالی آن طرف مرز به جنگ تبدیل می‌شود. مرزها هستند اما طبیعت هیچ مرزی ندارد — گردباد ناگهان شن و آتش را بر کشتزارها می‌پاشد، این تصویر شکل اصلی پروژه شده است.

در اقامتگاه هنری Domasik نیویورک، برای کاشتن لوبیا در بستر، تنظیم قطره آب از بطری انجام می‌شود — تعادل ظریف طبیعت، به این اندازه حساس است. مداخله ما اما خیلی خشن و نادرست است. باستان‌شناسی، زمین‌شناسی، بین‌النهرین — از گوبکلی تپه تا بیزانس اولیه — جاهایی که زیر آب مانده، جابجایی‌های جمعیتی، پس‌انداز و چرخه‌ای بودن. وقتی مقیاس جغرافیایی بزرگ می‌شود مرز بین محلی و جهانی مبهم می‌شود. سری گفتگوی تکرار-چرخه — از چرخه ستاره‌های Ali Alper تا چرخه‌های اکولوژیک — رشته‌های مختلف را کنار هم می‌گذارد. «جریان» — هم جریان برق هم جریان آب هم رویداد غیرمنتظره — خود کلمه، جوهر پروژه است. از مزارع پنبه تا شهرهای باستانی زیر آب، از جابجایی‌های جمعیتی تا ساخت سدها — هر یک لحظه‌های متفاوت همان چرخه هستند. رسیدن به کودکان، دیدن اینکه آنچه انجام می‌دهی به آنها می‌رسد — این دانشی است که در جیب حمل می‌شود، به کلمه درنمی‌آید اما کار می‌کند.

اسکلت کوه

نقاشی متولد آنکارا که در استانبول بزرگ شده، فارغ‌التحصیل Mimar Sinan Güzel Sanatlar — از سال ۲۰۰۲ در بازار هنر، ۱۰ نمایشگاه انفرادی. مسیری که از سال ۲۰۰۴ با فضاهای صنعتی و کارخانه‌های رهاشده شروع شد، با موضوع زباله و غیاب شکل گرفته — رهاشدگی خودش یک زیباشناسی و یک انتقاد است. بعد از گزی ۲۰۱۲ به گرافیتی‌های دیوار، سپس به معادن سنگ تکامل می‌یابد. معادن مرمر Carrara ایتالیا، مکان‌های مختلف ترکیه — اسکلت کوهی که می‌بینی، برهنه، پوسته‌کنده‌شده، دردناک است.

در معادن مرمر می‌بینی اسکلت کوهی که می‌بینی — خیلی دردم می‌گیرد. اما باید زبان تصویری پیدا کنم.

فاصله بین چشم‌انداز گذشته و شکستگی امروز، مسئله بوم نقاشی است. سری «Fill in the Plant»: طبیعت مصنوعی، باغ‌های عمودی، فضاهای بتونی — در حالی که میلیون‌ها درخت بریده می‌شود خودمان را با چند گلدان فریب می‌دهیم. این آرایش‌های سبز مصنوعی راه‌حل‌های خودخواهانه‌ای هستند.

آیا زیبا بودن، نشان دادن چیزهای بد توسط نقاشی را توجیه می‌کند؟ یک کلکتور این نقاشی را می‌خرد و روی دیوارش می‌آویزد و آن را چیزی زیبا می‌بیند — اما آیا این پیام را پاک نمی‌کند؟ شاید. اما انتخاب زیباشناختی چیزی را فراموشانه نمی‌کند — یک راه دیگر برای یادآوری می‌سازد. اثر هنری فروخته می‌شود، به مجموعه می‌رود، به کالای پرستیژ تبدیل می‌شود — این تناقض، سؤالی است که هنرمند از خودش می‌پرسد. آیا شیء زیبا، انتقاد را بی‌اثر می‌کند؟ تنش بین زیباسازی طبیعت و هم‌زمان انتقاد از آن همیشه احساس می‌شود — اما به جای فرار از این تنش، حمل کردنش یک صداقت است.

کلام جایگزین

امروز در اینجا، در میانه بحران انرژی، یک کلام جایگزین به وجود آمده است.

اگر اطراف انرژی انسان‌های کاملاً دیگری آمده بودند — بوروکرات‌ها، اعضای احزاب سیاسی، سرمایه‌گذاران — از توسعه می‌زدند، از حاکمیت ملی می‌زدند. اما ما همین موضوع را با صحبت از چرخه‌ها، با صحبت از سلطه انسان بر طبیعت، یک کلام جایگزین تولید کرده‌ایم.

در این میز زبان دیگری صحبت شده — به جای انرژی هسته‌ای به عنوان «راه‌حل انرژی» «زنجیر هسته‌ای»، به جای توسعه سلطه، به جای رشد چرخه. و تغییر زبان، تغییر نگاه است.

مستندسازی با راه‌حل‌محور بودن متفاوت است — اما کم‌ارزش‌تر نیست. فقط آرشیو کردن، روشن کردن و ایجاد تفاوت در مردم می‌تواند کافی باشد. هم فعال هم هنرمند بودن ممکن است — هنرمندی هست که به خودش «فعالم» می‌گوید، هستی که نمی‌گوید. مهم نه کدام تعریف را انتخاب می‌کنید، بلکه کاری است که انجام می‌دهید. ندیدن طبیعت به عنوان چیزی جدا، به یاد آوردن اینکه بخشی از آن هستیم — خشونتی که به طبیعت می‌شود خشونت به خودمان است. باید آن را یادآوری کنیم، در اصل باید خودمان را دوست داشته باشیم. راه‌حل‌محور بودن الزامی نیست — بعضی وقت‌ها فقط بودن، شهادت، ثبت خودش کافی است.

هفت نفر — اقتصاددان انرژی، جامعه‌شناس سیاسی، فعال ضد هسته‌ای، هنرمند ساکن روستا، کارتونیست، عکاس، نقاش — از جغرافیاهای مختلف (Balıkesir، استانبول، Trabzon، اورفا، آنکارا)، از مسیرهای مختلف به همان مسئله دست زده‌اند. هر یک مفهوم انرژی را از جای متفاوتی گرفته: انرژی اقتصادی، انرژی سیاسی، انرژی هسته‌ای، انرژی حیاتی، انرژی ارتباطی، انرژی تبدیل، انرژی زیباشناختی-اخلاقی. محاسبه بدهی اکولوژیک، تحلیل گفتمان سیاسی، نقشه خطر فاجعه هسته‌ای، مسیر جمعی مداخله هنری، ثبت تاریخ هفتگی، تجسم تبدیل، زیر سؤال بردن زیباشناسی — همه چهره‌های متفاوت یک سؤال هستند. درخت‌ها هر چقدر کندتر رشد کنند همان قدر انرژی و گرما بیشتری می‌دهند — کندی، انباشت است. اما همه اینها هزینه‌ای دارند. هسته‌ای، زغال‌سنگ، نیروگاه برق — همه چیزی از طبیعت می‌گیرند، با کمی خطر برمی‌گردانند. تبدیل همین است.

انرژی یک معیار اقتصادی نیست — یک پدیده چرخه‌ای است و در مقابلش تاریخ سلطه انسان ایستاده. رها کردن زبان سیستم و رفتن به زبان دیگری — به جای توسعه چرخه، به جای حاکمیت تعادل، به جای رشد پس‌انداز — این یک کنش سیاسی است. مفهوم متابولیسم اجتماعی-اقتصادی — اینکه ما به عنوان جوامع چطور اطرافمان را سازماندهی می‌کنیم، ورودی از بیرون، پردازش در درون، خروجی به بیرون — این چارچوب، مسئله انرژی را از یک مشکل فنی به یک سؤال وجودی تبدیل می‌کند. و این سؤال، وقتی آکادمی، هنر و فعالیت کنار هم قرار می‌گیرند، در یک میز بی‌رشته، مثل ریزوم تکثیرشونده پرسیده می‌شود. حافظه و تاریخ در این میز کاویده شد — عکس‌های قدیمی، کارتون‌های هفتگی، بقایای باستانی، شهادت‌های فوکوشیما. همه «فراموش نگذاشتن» هستند. و فراموش نگذاشتن، به اندازه تبدیل کردن یک کنش سیاسی است.