خاک
سلامت خاک، حاکمیت غذایی، تحول کشاورزی
شرکتکنندگان: Rana Söylemez, Ahmet Atalık, Deniz Pelek, Müge Alaboz, Alper Aydın, Gamze Gündüz, Bünyamin Atan Metin
هماهنگکنندگان: Serkan Kaptan, Yasemin Ülgen, Ayşe Ceren Sarı
نهمین نشست ما به عنوان پروژه birbuçuk حول موضوع خاک برگزار شد. جملاتی که از گفتگو باقی مانده بود — برای تأمل و استفاده باز — توسط ما ویرایش شدند. با الگو گرفتن از مقالات آکادمیک، ما ترجیح دادیم متن جلسه را به عنوان تولید جمعی ارائه دهیم. هویت شرکتکنندگان در ابتدا ذکر شده است؛ برای روانی، صداها ناشناس و به گفتار جمعی تبدیل شدهاند.
اولین قطره باران
لحظهای که اولین قطرههای باران به سطح خاک خشک میخورد و خیس شدن شروع میشود، فعالیت میکروارگانیسمهای خاک به حداکثر میرسد. با دیدن آب بیدار میشوند — و بوی خوش آن، بوی آنزیمهایی است که ترشح میکنند. جئوسمین. پتریکور. آنچه ما بوی خاک مینامیم، در واقع فریاد شادی میلیاردها موجود زنده است.
هر طوری با خاک رفتار کنید، خاک هم همانطور با شما رفتار میکند دوستان. وقتی حتی ناآگاهانه با آن بد رفتار میکنید، خاک هم محصول نمیدهد، بد رفتار میکند.
خاک یک بستر بیجان نیست — یک سیستم زنده است، ارگانیسمی با حافظه. در هر گرمش میلیاردها میکروارگانیسم جای دارد و این موجودات، بسیار قدیمیتر و بسیار مقاومتر از انسانها هستند. کودهای نیتروژنی تجاری اکسیدهای نیتروژن تولید میکنند — گاز گلخانهای ۳۰۰ برابر قویتر از دیاکسیدکربن. مصرف مکرر کود شیمیایی ترکیبات نمک انباشته میکند، ظرفیت نگهداشتن آب در خاک را کاهش میدهد. آبیاری بیش از حد مواد غذایی خاک را حل میکند، به مشکل شوری منجر میشود — این دقیقاً همان چیزی است که در منطقه GAP اتفاق افتاده. خاک آنچه به او میشود را برمیگرداند: اگر مراقبت ببیند، برکت میدهد؛ اگر نادیده گرفته شود، بیحاصل میشود. این یک استعاره نیست، یک واقعیت بیوشیمیایی است. رابطه انسان-خاک، میکروکوسموس همه روابط اکولوژیک است.
صدایی که بیش از ۱۵ سال در ریاست شاخه استانبول اتاق مهندسان کشاورزی کار کرده، سفری از شهروند عادی تا نماینده اتحادیه، مدیریت اتحادیه، هماهنگکننده پلتفرم را تعریف میکند. بعد از دیدن اینکه چطور علم دستکاری میشود — بعد از فهمیدن اینکه کوچکترین چیزها جلا داده میشوند در حالی که برخی حقایق کنار گذاشته میشوند — به این راه وارد شده است. پلتفرم ضد GMO از سال ۲۰۰۴ یک مبارزه ادامهدار است — مقاومت رادیکال علیه کنترل شرکتها بر بذر. پلتفرم علیه تجاریسازی آب بعد از فروم جهانی آب ۲۰۰۹ تأسیس شده اما با گردهمآیی سازمانهایی با منابع مالی و انگیزههای متفاوت، آسیبپذیری اجتنابناپذیر شده است. سازماندهی کشاورزان، پیشنیاز رهایی کشاورزی در ترکیه است — اما تعاونیسازی باید نابرابری ساختاری را مورد توجه قرار دهد، نه اینکه به یک واجهه نهادی تبدیل شود.
ارقام دردناک هستند: در ۱۵-۱۶ سال گذشته کشاورزان ترک ۳۲ میلیون هکتار زمین کشاورزی را رها کردهاند — مساحتی بزرگتر از بلژیک. این فقط از دست دادن زمین نیست؛ هر مزرعه رهاشده، دانشی را که نسلها انباشتهاند با خود میبرد. در حالی که ترکیه ۴۰ میلیون هکتار زمین زراعی بارانپرور (مزارع NADA) دارد — به اندازه هلند، با ظرفیت امنیت غذایی اما زمینهای مورد استفاده قرار نگرفته. قیمتهای کشاورزی در بازارهای کالای جهانی تعیین میشوند: پنبه چین پنبه ترک را شکست میدهد، مزرعه ناسودآور میشود، جمعیت جوان روستا را رد میکند — هم از ضرورت اقتصادی هم از گریز فرهنگی. «انقلاب» کشاورزی شیمیایی دهه ۱۹۶۰ افزایش بازده وعده داد — کشاورزان به نهادههایی وابسته شدهاند که نمیتوانند بپردازند، و تخریب خاک وابستگی را عمیقتر کرده است. فعالان باید انتخاب کنند با چه چیزی بجنگند — انرژی، آب، بذر. پراکنده شدن به همه جا به خستگی پلتفرم و فروپاشی منجر میشود — این فروپاشی وقتی شرایط سیاسی تغییر میکند شتاب میگیرد. سازماندهی بلندمدت به استحکام عاطفی و تضمین مادی نیاز دارد؛ بدون اینها حتی بهترین نیتها هم ذوب میشوند.
بدون کار، اکولوژی وجود ندارد
تحقیقات کشاورزی اکولوژیک تولید را بررسی میکند اما شرایط کار را نادیده میگیرد. اگر تولید ارگانیک و پایدار در یک منطقه معنا دارد اما استثمار کارگر در حال افزایش است، این پایداری توخالی است — حتی فریبنده. قرار گرفتن در معرض آفتکش مستقیماً سلامت کارگران را تحت تأثیر قرار میدهد، اما سنگینترین بار این قرار گرفتن را کارگران با کمترین درآمد، کممحافظتترینها، میبرند. عدالت کار، یک مسئله اکولوژیک است — و اکولوژی بدون عدالت کار کامل نمیشود.
کارگران فصلی کشاورزی چرا Cizre، Şırnak؟ چرا آنجا؟ جغرافیای سیاسی-اقتصادی تعیین میکند که مشکلات اکولوژیک کجا ظاهر میشوند و دیده میشوند.
جامعهشناسی متولد استانبول (۲۰۰۶، جامعهشناسی دانشگاه استانبول)، که در مؤسسه آتاتورک بوغازیچی کارشناسی ارشد خوانده، از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ تحقیق میدانی گستردهای در Adana، Mersin، Manisa، Bursa، Cizre انجام داده — الان در برنامه دکترای مشترک بوغازیچی و Paris 8 — روی تحول روستایی و کار مهاجر کار میکند. بازتاب روششناختی: جغرافیای سیاسی-اقتصادی تعیین میکند که مشکلات اکولوژیک کجا ظاهر شوند و دیده شوند. از دهه ۱۹۹۰ تحول روستایی در سه سطح اتفاق افتاده: پروفایل کارگران فصلی کشاورزی تغییر کرده — از کشاورزان خردهپای که درآمد را تکمیل میکنند به کارگران کاملاً بیزمین، کاملاً آسیبپذیر؛ تولیدکنندگان تغییر کردهاند — تحت شرایط جدید دیگر نمیتوانند مثل قبل تولید کنند؛ جغرافیای فضایی تغییر کرده — کار به مناطق مختلف، شرایط مختلف منتقل شده است.
در کار کشاورزی سلسلهمراتب قومی وجود دارد: کارگران ترک بالاترین دستمزد را میگیرند، کارگران کرد در سطح متوسط — برخی دچار بیزمینی ناشی از جابجایی اجباری دهه ۱۹۹۰ — پناهندگان سوری پایینترین دستمزد، گاهی بدون هیچ دستمزدی کار میکنند. این تصادفی نیست، ساختاری است — محصول سیاستهای دولت ترکیه (آسیمیلاسیون، مصادره زمین) و بحرانهای جهانی پناهندگان.
نقشهبرداری جئو-فضایی الگوهای کار و جریانهای مهاجرت با QGis انجام میشود. مفهوم «گتوی روستایی» پدیدار میشود — اردوگاههای چادری دائمی برای جمعیتهای سوری و کرد آواره در Adana-Mersin. اینها اردوگاههای فصلی موقت نیستند؛ جوامع گیرافتاده، بیخروج، مردمی که سراسر سال آنجا زندگی میکنند ایجاد میشود. شبکه ارتباطی مهاجرت کار فصلی از سال ۲۰۱۰ دو بار در سال تشکیل جلسه میدهد — محققان، فعالان، کارکنان جامعه مدنی از رشتههای مختلف. شبکه تحقیقات روستایی و شبکههای مهاجرت (انستیتو مطالعات آناتولی) به تازگی تأسیس شدهاند.
کار کودکان، شکاف دستمزد جنسیتی، مالزدایی — آسیبپذیری ایجادشده توسط بیزمینی — اینها واقعیتهایی هستند که تحقیقات کشاورزی اکولوژیک نادیده میگیرد. بدون کار اکولوژی، بدون اکولوژی کار قابل درک نیست — اینها مبارزههای جدا نیستند.
سؤال باز است: بدون درک کار چطور اکولوژی را درک خواهیم کرد؟
رابطه اعتماد
معلم موسیقی، زنی که اشتغال دولتی یا بخش خصوصی را رد کرده، آگاهی محیطزیستیاش را با جنبش مقاومت نیروگاه برق آبی و تجربه دره Alakır شکل داده — سفری که از دوره کارورزی پرماکالچر تا کار جامعه غذایی تکامل یافته. تعاونی Kadıköy: رابطه مستقیم تولیدکننده-مصرفکننده برقرار میکند. نه فقط پایداری محیطزیستی بلکه عدالت رابطه رعایت میشود — شرایط کار، اشتغال پناهندگان، دینامیکهای جنسیت اجتماعی در خانوارهای کشاورز به طور منظم پایش و ارزیابی میشود. Ekorita: نقشه اکولوژیک تعاملی که مکانهای اکولوژیک، انجمنها، اخبار و پیشنهادها را ادغام میکند — پاسخ به پراکندگی دانش. پلتفرم صفر پسماند: فراتر از بازیافت، رد پسماند از منبع تولید — تحول مصرف، نه فقط مدیریت پسماند.
نیت خیلی زیاد است اما در بخش فعال بودن الان کمی راکد هستیم.
جوامع غذایی و تعاونیها با سازماندهی افقی کار میکنند — تصمیمگیری مبتنی بر توافق، بدون سلسلهمراتب، مشارکت برابر، شفافیت. دیدار فیزیکی ماهانه (فروشگاه Kadıköy) همبستگی ایجاد میکند، ردپای کربن را کاهش میدهد، رابطه اعتماد ایجاد میکند. شبکههای کوچک مقیاس، توزیعشده، از سازمانهای مرکزی NGO مقاومتر و از نظر سیاسی معنادارترند. رابطه اعتماد — نه قرارداد، بلکه رابطه رو به رو — پایه اقتصاد جایگزین است.
اما خستگی داوطلبان واقعی است. مقیاسپذیری بدون امتیاز دادن به اصول سخت است. پروژه Ekorita به دلیل محدودیت منابع الان راکد است. نیت زیاد است، کنش پایدار کم — این نه فقط یک مشکل فردی بلکه ساختاری است. پایداری بر پایه داوطلبان یک ضعف ساختاری است: مردم خسته میشوند، پروژهها متوقف میشوند، شروع مجدد هر بار کمی سختتر میشود. شرایط مادی — زمان، مکان، تضمین درآمد — بدون اینها آرمان سازماندهی افقی در هوا میماند.
این سفر از معلمی موسیقی تا پرماکالچر، از مقاومت نیروگاه برق آبی تا تعاونی غذایی، داستان تکامل تحول فردی به سازماندهی اجتماعی است. یک بار در ماه در یک فروشگاه در Kadıköy گرد آمدن — این قدر ساده یک عمل، این قدر عمیق معنا دارد.
بزرگترین میکروبها
متولد Ordu — بزرگ شده در غنای اکولوژیک دریای سیاه — اسکان در آنکارا برای دانشگاه یک تجربه آوارهگی بود. این تجربه، آغاز عمل هنری خاک است. در سال ۲۰۱۴ تحقیق کارشناسی ارشد روی هنر خاک در ترکیه، آموزش تصویرسازی علمی، دکترا روی گفتگوی بدن-طبیعت.
ابتکار هنر معاصر Pelisiyar (۲۰۱۳): مداخله در فضاهای تاریخی متروک و دگردیسییافته اکولوژیک — خود فضا ماده و پیام میشود. «بزرگترین میکروبها» — پروژه هنر اجرایی/خیابانی ادامهدار. از استعاره یک نویسنده چینی الهام گرفته: اگر میکروبها دستها و اسپری رنگ داشتند، همه جا «بزرگترین میکروبها» مینوشتند. در بیش از ۳۵۰ نقطه در پاریس، گسترش به استانبول، آنکارا، قونیه. میکروبها نهاییترین بازماندگان هستند — حتی بعد از ویرانی هستهای هم زنده میمانند. ما موقتیایم، آنها دائمی.
حتی اگر بشریت روی این سیارهای که در آن زندگی میکنیم نابود شود، آنها به زندگی ادامه خواهند داد.
تکاملی از دیدن طبیعت و هنر به صورت جدا، تا فهمیدن اینکه تاریخ هنر شامل هنر خاک (از دهه ۱۹۶۰ به بعد) میشود، تا عمیق کردن تصویرسازی علمی گیاهان ترکیه، تا تبدیل اجرا به اکولوژی جسمانی. بدن، ناظری نیست که از بیرون چشمانداز را تماشا کند، بلکه بخشی زیستشناختی از آن است. بسیاری از هنرمندانی که به اکولوژی علاقه دارند فرآیندهای طبیعی را عمیقاً احساس نمیکنند — با ادراک کشاورز نزدیک شدن لازم است: مشاهده مداوم، تحلیل دقیق، پیوند عاطفی عمیق.
پروژه D8M: همکاری بازسازی محیطزیست با اپراتورهای بولدوزر در استانبول — تبدیل قدرت ویرانگر ماشین به قدرت ترمیمی. تحقیق فرهنگ باغ و چشمانداز در پاریس، تدریس آکادمیک (در قونیه، دور از آنکارا). حرکت کردن — گذار از فعالگری مبتنی بر امید به فعالگری مبتنی بر حرکت. امید نمیکنی، حرکت میکنی. حرکات — نه تکی بلکه جمعی، نه خطی بلکه پویا، نه خطی — ادامه مییابند. مردم از استعمار فضا، کشاورزی در مریخ صحبت میکنند — اما حتی اگر بشریت در این سیاره نابود شود میکروبها به زندگی ادامه خواهند داد. استثناگرایی انسانی ممکن است بزرگترین مانع تفکر اکولوژیک باشد.
بازارهای تولیدکنندگان
طراح معمار فارغالتحصیل Yıldız، کارشناسی ارشد تکتونیک دیجیتال (IaaC بارسلونا)، مدرس دانشگاه Bilgi، محقق روشهای تولید دیجیتال در آیتییو — محقق طراحی متمرکز بر صنعتگری، ابزار، یادگیری با انجام. در چارچوب تحقیق چهارمین بینال طراحی، بازارهای کشاورزی حوضه Menderes (Ödemiş، Tire، Nazilli، Karacasu) بررسی شده — با Göher Gürcan Tan (معمار، محقق بازار) و Tangör Tan (مهندس کشاورزی، خوراکشناس) با هم. شبکههای تولید-مصرف روابط شهری-روستایی را شکل میدهند — درک این شبکهها، درک سیستم غذایی است.
در تحقیق میدانی ۲۰۱۷-۲۰۱۸ نقشهبرداری شده: تغییر فصلی و کارکرد اجتماعی بازارهای تولیدکنندگان، زنجیرههای تأمین، زیباشناسی چادر بازار — چادرهای رنگارنگ و روکشها که نوع محصول را نشان میدهند —، پروفایل تولیدکنندگان، دانش بین نسلی، زیرساختها، حاشیه سود.
Vildan Teyze در Tire: چرخه کار ۴۰ ساعته — آمادهسازی باغ، برپایی بازار، فروش — برای حداقل حاشیه سود. این ۴۰ ساعت، کار پنهان پشت گفتمان «غذای محلی» را آشکار میکند. به عنوان مصرفکنندگان غذای محلی و ارگانیک، آگاهی ما چقدر عمیق است؟ فاصله بین دستی که محصول را میگیرد و دستی که آن را کاشته، فقط فیزیکی نیست، بلکه معرفتی است. نه تحلیل طرف تولید نه تحلیل طرف مصرف کافی است — تحلیل رابطه مرکزی است. بازارها فضاهای سومی هستند که در آنها مهارت تولیدکننده (کیوریشن فراوانی) با تمایل مصرفکننده به درگیر شدن ملاقات میکند.
مقیاسهای متفاوت روابط متفاوتی آشکار میکنند: منطق تولیدکننده در سطح مزرعه، اساساً از ارائه بازار متفاوت است. مستندسازی بصری از طریق Instagram به طور آگاهانه استفاده شده — برای انتقال گفتگو از سؤال «این چیست؟» به «از کجا میآید؟ میدانی چه کسی کاشته؟ تحت چه شرایطی؟». چادرهای رنگارنگ نوع محصول را نشان میدهند، تنوع فصلی کارکرد اجتماعی را بازتاب میدهد — بازار فقط یک مکان خرید نیست، بلکه مکان مبادله دانش است. رابطه تولیدکننده-مصرفکننده، فراتر از منطق بازار یک شبکه اعتماد ایجاد میکند — یا میتواند ایجاد کند.
معماری خاک
متولد Mardin، که خانوادهاش به سنت هزارساله صوفیه قادریه میرسد، از آموزش مدرسه به مدرسه رسمی گذار کرده، با دانش کشاورزی پدربزرگ و نگهبانی چشمانداز منطقه Sultan Şemus (۲۵ درجه در برابر ۴۰ درجه Mardin؛ منطقه سبز نادر) بزرگ شده. در سال ۱۹۹۳ در طول درگیری کردی مهاجرت اجباری — خانواده از روستای روستایی به Kızıltepe شهری منتقل شده. شاهد تبدیل دوستان دوران کودکی به کارگران فصلی کشاورزی است.
پروژه شتابدهنده توربین بادی TÜBİTAK (دبیرستان)، دو پتنت روی مسکن کانتینری، فعالیت دانشجویی، مسابقات ریاضی و شطرنج — ذهنی چندوجهی. الان در حال دکترا با همکاری دانشگاه Medipol استانبول در Sarıcakaya اسکیشهیر — در منطقه میکرو اقلیم که Astragalus میرویاند — روی طراحی مسکن کانتینری برای کارگران فصلی کشاورزی. پایاننامه کارشناسی ارشد روی معماری خاک و طراحی پایدار است. تحلیل Google Earth تکامل فضایی اسکان کارگران از ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۷ — ۱۵ سال تغییر، در تصاویر ماهوارهای خوانده میشود. پیشنهاد معماری خشت الهام گرفته از تکنیک خنکسازی غیرفعال مالکف (برج باد) خانه Harran — آجر گِلی، adobe، سیستمهای چند لایهای که از خاک به عنوان ماده اولیه عایقبندی استفاده میکنند. برنامه اصلی: فضای مشترک آشپزی، فضاهای اجتماعی، ادغام پرماکالچر — کارگران محصولات خودشان (گوجهفرنگی، بادمجان، فلفل) را خودشان بکارند. مسکن باکرامت، زندگی سالم، ظرفیت سازماندهی — اینها مستقیماً با تصمیمات معماری مرتبط هستند.
معماری بومی — سکونتگاههای شکلگرفته ارگانیک Mardin — دانش اکولوژیک را در خود جای میدهد. نه اختراع کردن، بلکه ضرب کردن؛ استفاده از خاک به عنوان ماده اولیه عایقبندی؛ طراحی سیستمهای چندلایه.
معماری از اکولوژی جدا نیست. طراحی مسکن مستقیماً بر کرامت، سلامت و ظرفیت سازماندهی کارگر فصلی تأثیر میگذارد. کارگران فصلی در چادرها، کلبهها، کانتینرها زندگی میکنند — این فضاها فقط مرزهای فیزیکی نیستند، بلکه مرزهای اجتماعی هم رسم میکنند. یک فضای زندگی باکرامت، پیشنیاز سازماندهی است.
گذار از فندق به کیوی — تحولی که در Mardin اتفاق افتاده — کیوی فصلهای برداشت جدید، دستورهای جدید، رویههای اجتماعی جدید آورده، ریتمهای زندگی اجتماعی را تغییر داده است. آیا یک فرهنگ کیوی شکل گرفته؟ فرهنگ در چه مدت زمانی شکل میگیرد؟ وقتی سیاست کشاورزی یک محصول را حذف میکند، فرهنگ و سیستمهای دانش مرتبط با آن را هم میزداید — اقتصاد خانوادگی برداشت فندق، مناسک اجتماعی، نظم فصلی از بین میرود. محصولات واحدهای اقتصادی نیستند؛ بردارهای فرهنگی هستند، حامل دانش، اشکال تجسمیافته روابط اجتماعی.
دانش کشاورزی پدربزرگ در منطقه Sultan Şemus — دانشی که نسل به نسل منتقل شده، با زیستن آموخته شده — با مهاجرت اجباری ۱۹۹۳ قطع شده. این قطع، نه فقط جغرافیایی بلکه معرفتشناختی است: دانش وقتی آواره شود، مثل بذر کندهشده از خاکش، میخشکد.
باغ رومی و بذرها
مهندس مواد، پنج سال در رسانه کار کرده، بعد از گزی — مخصوصاً بعد از یادگیری پرماکالچر — «روشنگری» تجربه کرده. رها کردن کار نهادی و روی آوردن به تولید غذای شهری و خودکفایی.
باغ رومی — باغ اشتراکی در Cehennem — بازیابی فضای عمومی علیه تلاش شهرداری برای تبدیل آن به کافه تجاری، اثبات اینکه کشاورزی شهری ممکن است. مبارزه حقوقی برنده شده اما رخوت بعدی، ضرورت درگیری مداوم را نشان میدهد. ساختن صابون — تبدیل مصرف شخصی به تولید خانگی طبیعی. نگهبانی بذر — تکثیر و توزیع بذرهای محلی، یک عمل تازه شروعشده. سازماندهی جامعه غذایی از طریق Yeryüzü Derneği.
چارچوب پرماکالچر: چطور میتوانیم نیازهایمان را با حداقل آسیب به طبیعت برآورده کنیم و خروجیها را به ورودیها تبدیل کنیم؟ قطع ارتباط از تولید به عنوان ساکن شهر سرنوشت نیست — از طریق دانش مادی، تولید مستقیم و شبکههای اشتراکگذاری میتوان وابستگی مصرفی را کاهش داد. ساختن صابون، نگه داشتن بذر، راهاندازی باغ — اینها کنشهای کوچک به نظر میرسند اما هر یک یک نقطه گسست از سیستم است. باغ رومی که با مبارزه حقوقی به دست آمد، رخوت بعدی — ضرورت درگیری مداوم را یادآوری میکند. برنده شدن کافی نیست، حفظ آنچه به دست آمده لازم است.
غذا خیلی مهم است. تولید محلیمان به طرز باورنکردنی افت کرده. به صورت محلی چه میتوانیم بکنیم؟
این سؤال، سؤالی است که کل نشست را هدایت میکند و مانند نخی، تمام بحثها را به هم پیوند میدهد.
نفس خاک
این نهمین و آخرین نشست برنامه Solunum birbuçuk است. در بیش از دو سال، از آب تا تنوع زیستی، از متابولیسم تا مرزها، از آبوهوا تا معدن، از جنسیت اجتماعی تا انرژی، تا خاک، یک سفر تکمیل شده است. هر نشست افراد از رشتههای مختلف را دور یک میز آورده — بدون سلسلهمراتب، زمان برابر، روایت شخصی، بیفرمی رسمی.
نشست خاک، هم خلاصه این سفر هم امتحان آن است. هفت ارائه — سازماندهنده جامعه غذایی، فعال کشاورزی، جامعهشناس کار، مؤسس تعاونی غذایی، هنرمند خاک، محقق-معمار، معمار خاک — از مسیرهای مختلف به همان مسئله دست زدهاند. و در بحث آزاد این صداها به هم آمیخته، یکدیگر را تکمیل کرده، گاه تعارض داشتهاند. اما اجماع بنیادی که پدیدار شده آشکار است: خاک یک سیستم زنده است، کار از اکولوژی جداییناپذیر است، روابط اعتماد پایه اقتصاد جایگزین است، سیستمهای دانش با محصولات و رویههای خاک با هم زدوده میشوند.
سیاسیزدایی اکولوژی — کنسرتهای «برای طبیعت»، برندسازی پایداری — دلایل سیستمیک را پنهان میکند. در حین صحبت از تغییر آبوهوا سیگار کشیدن، اجتناب از برقراری پیوند شخصی-سیاسی است. طراحی و پایداری در آکادمی به طور گسترده بحث میشود اما به ندرت به عمل ترجمه میشود. برعکس، دانش فعال و عامل به ندرت به بافتهای آکادمیک میرسد. نشستهای سهساعته برای سازماندهی مداوم ناکافی است — کارگاههای پیگیری، گروههای کاری کوچک، مستندسازی لازم است.
تنشهای غالب: بین فوریت و صبر — کندی برقراری رابطه در حالی که بحران آبوهوا شتاب میگیرد. بین انتقاد سیستمیک و تغییر تدریجی — چطور با انگیزه ماند؟ بین پراکندگی دانش بین رشتهای و نیاز به چارچوب مشترک. مقیاس: کنشهای فردی ناکافی است، تغییر ساختاری ضروری اما غیرممکن به نظر میرسد.
بیشتر پروژهها در مقیاسهای میانی کار میکنند: نه سیاست جهانی، نه مصرف فردی، بلکه شبکههای محله و منطقه — بازارها، جوامع، کارگاههای مشارکتی. تغییر از رویههای کوچک انباشتهشده و سازماندهی محلی سرچشمه میگیرد — نه از اعمال از بالا به پایین. پایداری ۱۵ ساله Ahmet در سازماندهی کشاورزی، مبارزه بیش از چهارساله Rana با باغ رومی، فرو رفتن چندساله قومنگارانه Deniz — این مقیاسهای زمانی به استحکام عاطفی و تضمین مادی نیاز دارند که بیشتر مردم از آن محروم هستند.
اما خاک چیزی به ما میآموزد: وقتی اولین قطره باران به سطح خشک میرسد، میکروارگانیسمها بیدار میشوند. برای بیدار شدن لازم نیست شرایط کامل باشد — یک قطره کافی است. حرکت — نه تکی بلکه جمعی، نه خطی بلکه ریزومی، نه مرکزی بلکه توزیعشده — از طریق رویههای متعدد همزمان، در مقیاسهای مختلف، در جغرافیاهای مختلف اتفاق میافتد. برنامه Solunum خودش این عمل بوده است: تداومها و روابط غیرمنتظره ایجاد کرده، افراد از رشتههای مختلف یاد گرفتهاند سؤالات یکسان را با زبانهای مختلف بپرسند، شرکتکنندگان دریافتهاند که در زمینههای همپوشان ادامه به کار خواهند پرداخت. از باغ اشتراکی تا بازار تولیدکنندگان، از چادر کارگر فصلی تا معماری خاک، از دنیای میکروبها تا تعاونی غذایی — همه گرههای یک شبکه هستند.
مستندسازی، نشر، آینده سریهای کارگاهی پیشنهاد شده — شبهای اجتماعی، رکی، گفتگو، پذیرایی. آثار نوشتاری — مقاله، شیء زیباشناختی، کتاب. خبرنامه، کارهای جاری شرکتکنندگان. این نشست یک پایان نیست، یک گره در شبکه ادامهدار است.
متابولیسم اجتماعی-اقتصادی — اینکه ما به عنوان جوامع چطور اطرافمان را سازماندهی میکنیم، ورودی از بیرون، پردازش در درون، خروجی به بیرون. یگانگی دانش — نمانده به یک رشته، نگاه به کلیت. ریزوم — شبکههای بدون مرکز، افقی تکثیرشونده، حتی اگر جدا شود ادامه میدهد. این سه مفهوم هسته برنامه Solunum birbuçuk هستند و در نشست خاک برای آخرین بار، اما ملموسترین شکل، آزمایش شدهاند. مثل خاک: چرخهای، زنده، حتی اگر خشک به نظر برسد با اولین قطره بیدار میشود.